سيد علي اكبر قرشي
190
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها . . . ) * فصلت : 12 . گفتهاند مراد از وحى خلقت و ايجاد است يعنى : در هر آسمان امر و تدبير آن را ايجاد كرد و گفتهاند : كار هر آسمان را باهل آسمان كه ملائكه باشند وحى كرد در اين صورت وحى بمعنى متعارف آن است . ناگفته نماند : در « سماء » گفته شد كه مراد از سبع سماوات آسمانهاى هفتگانه محيط بر زميناند و در هر يك از آنها آثارى است غير از آثار آنديگرى و همه در زندگى و تدبير حيات ارضى دخيلاند به نظر نگارنده مراد از « اوحى » القاء و قرار دادن آن آثار و خصوصيات در هر يك از طبقات جوّ است . * ( يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها . بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها ) * زلزله : 4 و 5 . آن روز زمين اخبار خويش را حكايت كند كه خدايت بوى وحى كرده است در بحث قيامت در اين كتاب نوشتهايم كه زمين در اثر تكامل سخن خواهد گفت در اين صورت وحى بمعنى تفهيم و اشاره خواهد بود و يا آن مثل * ( وَأَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها ) * است . در آيات گذشته چنان كه ديديم وحى در جماد و حشره به كار رفته است ولى در آيات زير مواردى در بشر و احتمالا در جنّ خواهد شد : * ( فَخَرَجَ عَلى قَوْمِه مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا ) * مريم : 11 . ناگفته نماند : در آيات ما قبل بزكريّا عليه السّلام وحى شد كه : علامت حمل زنت به فرزند آنست كه سه روز زبان تو از سخن گفتن باز خواهد ماند آنوقت فرموده : * ( فَخَرَجَ عَلى قَوْمِه . . . ) * اين مىفهماند كه خارج شدن بر قوم پس از اعتقال زبانش بوده است على هذا مراد از * ( « فَأَوْحى » ) * اشاره است يعنى : از معبد بر قومش خارج شد و به آنها اشاره كرد كه صبح و شام خدا را تسبيح كنيد . * ( وَأَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيه فَإِذا خِفْتِ عَلَيْه فَأَلْقِيه فِي الْيَمِّ ) *